دختر فوتبالیست ۵
بعد از سلام و احوال پرسی دعوتمون کرد تو خونش.وارد خونش شدیم.چه خونه ی لوکسی داشت.اصن بهش نمیخورد ماله یه پسر مجرد باشه.سه تایی رو مبل نشستیم.
من-نسیم خاک بر سر بی عرضت کنن.من دارم میترشم اونوقت تو این پسرخالت رو تو فریزر نگه داشتی خراب نشه؟؟
نسیم-لیاقتت همینقدره دیگه.پسره هفته ای ۶ تا دختر میاره خونش
من-خب بیاره.مهم بعد از ازدواجه
نسیم-اگه تو عقل داشتی الان ما اینجا نشسته بودیم
پسر خالش با یه سینی شربت اومد تو سالن و رو میز گذاشت.مبل روبروی من نشس و به من خیری شد و گفت:
میخوای بری باشگاه پسرا؟
آخرین دیدگاهها